امروز دوشنبه 21 فروردین 1396
قبل از صبحونه نرمش هامو انجام دادم و بعدش صبحونه خوردم و بعدش نشستم پای تی وی ..بابا نیما بیدار شد و رفت دنبال کارهاش و منم رفتم پیاده روی...برگشتم و سر راه حروف اسمت رو قیممت کردم برای خریدن...
اومدم و برنج گذاشتم برای نهار و بعدش هم منتظر بابا نیما موندم...
بعد از نهار معده درد گرفتم شدید...
چایی نبات خوردم و خوب شدم...
بعدش هم کتاب خوندم و عقاید یک دلقک رو تموم کردم...
برای شام رفتیم فلافل مامان جون... با نیما مسابقه گذاشتم هر کی بیشتر پر کنه نه تا گذاشته بودم و فکر می کردم خیلی پر کردم دیدم نیما 15 تا گذاشته و کلی ذوق کردم و یه دونه اش رو خالی خالی خوردم و وای دفتر خاطرات...
ما را در سایت دفتر خاطرات دنبال میکنید
برچسب: چهار,کتابی,هنوز,نامی,ندارد,
نویسنده:
بازدید: 8
تاريخ: پنجشنبه
2 شهريور
1396 ساعت: 2:25